دسته: توسعه فردی – موفقیت شغلی

توسعه فردی – موفقیت شغلی

در این قسمت نوشته های مرتبط با موضوع توسعه فردی – موفقیت شغلی قابل مشاهده است. توسعه فردی به شما کمک می کند تا قابلی های درونی خود را برای دستیابی به موفقیت افزایش دهید. موفقیت شغلی مجموعه اقدامی است که انجام آنها ما را در مسیر دستیابی به قله های رفیع موفقیت شغلی  قرار می دهد.

مسیرشغلی رییس جمهور

مسیرشغلی رییس جمهور

مسیرشغلی رییس جمهور

۴ سال پیش در چنین روزهایی بود که در تب و تاب انتخابات تیپ شخصیتی نامزدهای ریاست جمهوری را تحلیل و بررسی کردیم. امروز یکی از دوستان عزیز پیشنهاد داد تا در این دوره مروری بر مسیرشغلی نامزدهای ریاست جمهوری ( مسیر شغلی رییس جمهور ) داشته باشیم.
از یک دیدگاه مسیرشغلی، مجموعه ای از نقاط است که فرد در زندگی شغلی در طول زمان از خود به جا می گذارد. مسیرشغلی افراد موفق سه ویژگی اساسی دارد:
ارتباط تجربه های شغلی قبلی با شغل جدید: بدین معنی که فرد در یک حرفه خاص از پایین ترین مراتب شغلی کار را آغاز کرده و به مراتب بالای شغلی رسیده است. معروف است که مدیران عامل در شرکت تویوتا چنین مسیری را طی می کنند …
تمرکز بر حرفه و شغل: بدین معنی که فرد در یک یا حداکثر دو حوزه شغلی دو طول سالیان متوالی فعالیت کرده است …
مرتبط بودن مسیر تحصیلی بر مسیر شغلی: بدین معنی که با گذشت زمان مسیر تحصیلی و مسیر شغلی همگرا شده و به یکدیگر نزدیک شده باشند.
با در نظر گرفتن این سه ویژگی اساسی، در ادامه به بررسی مسیرشغلی رییس جمهور البته به ترتیب حروف الفبا می پردازیم:
اسحاق جهانگیری : آقای جهانگیری در توصیف مسیرشغلی خود در مناظره اخیر گفت که از پایین ترین سطح در فرمانداری یک شهر آغاز به کار کرده اند و سپس استاندار و بعد از آن وزیر در حوزه صنعت و معدن شده اند و در نهایت ۴ سال معاون رییس جمهور بوده اند. ازین بابت می توان آقای جهانگیری را حائز پیمودن کلیه سطوح اجرایی در بدنه دولت دانست، فعالیت اصلی آقای جهانگیری در راستای همین مسیر شغلی بوده است و ازین بابت نیز تمرکز نسبی وجود داشته است. تحصیلات آقای جهانگیری دکتری مدیریت صنعتی است که با مسیرشغلی پیموده شده هماهنگ و منطبق است.
حسن روحانی : آقای روحانی در سال های اخیر دبیرشورای عالی امنیت ملی و رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده اند. ازین رو می توان تجربه شغلی اصلی ایشان را حل مسائل استراتژیک سیاسی دانست که سال ها بر آن متمرکز بوده اند، همین تجربه آقای روحانی به ایشان کمک کرد تا بتواند پرونده هسته ای ایران را از اوضاع وخیم گذشته خارج کند. تحصیلات آقای روحانی در زمینه حقوق می باشد که کاملا با این مسیر هماهنگ و منطبق است.
سیدابراهیم رییسی : آقای رییسی مسیرشغلی خود را از دادگاه ها و دادسراهای شهرهای کوچک آغاز کرده اند و در ادامه با طی سلسه مراتب شغلی در دستگاه قضایی نهایتا در مستند معاون قوه قضاییه تجربه داشته اند. ازین بابت تجربه های شغلی ایشان تا بدینجا هم مرتبط و هم متمرکز بوده است. اما روشن است که این مسیر شغلی با تصدی شغلی که مهمترین ابعاد آن سیاسی و اقتصادی است هیچ ارتباطی ندارد. همچنین تحصیلات ایشان حوزوی است که ارتباط آن با شغل ریاست جمهوری مشخص است.
سیدمصطفی میرسلیم : آقای میرسلیم فعالیت اصلی خود را با معاونت سیاسی اجتماعی وزارت کشور آغاز کرده اند، در ادامه سرپرست نهاد ریاست جمهوری و بعد وزیر ارشاد بوده اند و در تنها عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام. ازین رو تجربه های شغلی ایشان در جهت فعالیت در دولت و دستگاه های حکومتی را می توان تا حد زیادی مرتبط دانست. آقای میرسلیم بر زمینه حرفه ای خاصی تمر کز نداشته اند و مسئولیت های گوناگونی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجرایی داشته اند. همچنین تحصیلات ایشان مهندسی مکانیک است و گویا در زمینه طراحی موتور نیز دستی بر آتش دارند و ازین بابت نیز مسیر تحصیلی به مسیر شغلی نا منطبق است.
سید مصطفی هاشمی طبا : در کارنامه فعالیت های آقای هاشمی طبا ابتدا وزیر صنایع و سپس معاونت رییس جمهور در حوزه تربیت بدنی به چشم می خورد. آقای هاشمی طبا با تجربه وزارت و معاونت رییس جمهور به میدان رقابت آمده اند و طبیعتا این تجربه تا حدودی بر شغل بعدی (ریاست جمهوری) منطبق است. اما ایشان در زمینه خاصی متمرکز نبوده اند، مدیریت در صنعت با مدیریت بر ورزش گرچه مشترکاتی دارد، اما تفاوت های قابل توجهی نیز دارد. زمینه تحصیلی آقای هاشمی طبا سیستم آنالیز می باشد که ازین بابت بر مسیر شغلی ایشان نسبتا منطبق است.
محمدباقر قالیباف : آقای قالیباف را از زمان فرماندهی پلیس کشور و راه اندازی سامانه ۱۱۰ می شناسیم، ایشان در ابتدا یک فرمانده نظامی بودند، در ادامه ایشان را با عنوان خلبان هواپیمای مسافری شناختیم، بعد از مدتی ایشان شهردار تهران شدند و مدت قابل توجهی در عرصه مدیریت شهری کسب تجربه کردند. طبیعتا در چنین مسیر شغلی عدم تمرکز بر حرفه ی خاص و عدم ارتباط با تجربه های قبلی قابل مشاهده است و ازین بابت نمی توان آقای قالیباف را یک فرد حرفه ای دانست. تحصیلات آقای قالیباف نیز در زمینه جغرافیای سیاسی است که ارتباطی با تجربه های قبلی ندارد.
 .

در پایان و بعد از بررسی مسیرشغلی رییس جمهور  شما را دعوت به تفکر در زمینه این سوال می کنم که : مسیر شغلی شما چگونه است؟ چقدر تجربه های شغلی گذشته تان با هم مرتبط است؟ بر چه زمینه حرفه ای تمرکز دارید؟ و تا چه میزان مطالعات و تحصیلات شما بر مسیر شغلی تان منطبق است؟

 

 

شایستگی های ظریف

این روزها فضای سیاسی کشور دستخوش خبرهای خوبی شده که یک سر اون به جناب دکتر ظریف وزیر امور خارجه بر می گرده به طوری که موج تشکرها و تحسین ها از جناب ظریف تمام شبکه های اجتماعی را در بر گرفته. در این بین پیامی در یکی از شبکه های اجتماعی دریافت کردم که برام جالب توجه بود:

داشتم BBC World نگاه می کردم یه کارشناس امریکایی گفت بعد این توافق اگه شکل بگیرد تا سالهای سال در دانشگاههای اروپا و آمریکا رفتار و سیاست ظریف را تحلیل خواهند کرد و به عنوان یک کورس دانشگاهی تدریس خواهند کرد که چگونه یک دیپلمات جهان سومی ماهها ۶ ابر قدرت جهان را پای میز مذاکره نگه داشت. همچنین راجع به دو موضوع جالب هم که در عرصه روابط بین المللی مدرن حساب میشن حرف زد و گفت هرگاه ۵+١ می خوان ایران را تحت فشار بزارن ظریف یا میاد تو بالکن یه تیکه به خبرنگاران میگه میره داخل یا توییت میکنه و نقشه اونا رو نقش بر آب میکنه مثلا دو روز پیش که کری میخواس بیاد مصاحبه کنه بگه که ایران دیگه باید تصمیمش رو بگیره وگرنه ما میز مزاکره رو ترک می کنیم، هنوز تو راه بود بیاد تو حیاط جلو خبرنگاران و به خبرنگاران نرسیده بود ظریف توییت کرد نمیتوان اسبها را وسط مسابقه عوض کرد و نقشه کری را خراب کرد همه قبل اینکه کری شروع به صحبت کنه فهمیدن اومده دبه در بیاره. اسم این دوتا دیپلماسی ظریف را که برای اولین باره یه سیاست مدار ابداع کرده گذاشتن: دیپلماسی بالکن- دیپلماسی توییتر

با خودم گفتم برای یک بار هم که شده از دانشگاه های اروپا و آمریکا پیشی بگیریم و این بار ما تحلیل کنیم که چرا جناب ظریف به چنین موفقیتی دست یافت؟ چرا نفرات قبل از ایشون ناکام بودند و اساسا چه ویژگی هایی در وزیر امورخارجه محبوب موجب موفقیت ایشان شد؟

از زوایای گوناگونی میشه به این موضوع نگاه کرد و مورد بررسی قرار داد. اما بنا بر موضوعات و دغدغه های ما در +تو، تصمیم گرفتم از نظر شایستگی ها، مساله را بررسی کنم.

ابتدا از خوانندگان عزیز دعوت می کنم با مطالعه این صفحه با مفهوم شایستگی آشنا شوند …

من با نگاهی به رفتار و عملکرد جناب دکتر ظریف، ۷ شایستگی اساسی و کلیدی در ایشان دیدم که دوست دارم از آنها با عنوان “مدل شایستگی های ظریف” یاد کنم. این شایستگی ها عبارتند از:

انرژی مثبت (Positive Energy) : جناب دکتر توان و انرژی بالایی برای کارکردن دارند و این انرژی را به خوبی به طرف مقابل منتقل می کنند. این مساله منجر به انگیزش و ترغیب طرف مقابل در همراهی با ایشان می شود. چه طرف مقابل همکاران ایشان باشند و چه طرف های مذاکره. سطح انرژی ایشان را در مصاحبه ها با نفرات قبلی مقایسه کنید…

سخت کوشی (Hardworking) : جناب دکتر نه تنها از تلاطمات و سنگ اندازی ها نا امید نشدند، بلکه با تلاش شبانه روزی، حتی در بستر بیماری و حتی در بارش انرژی های منفی دلواپسان، دست از کار نکشیدند و تا حصول نتیجه ایستادگی کردند.

تمرکز (Concentration) : جناب دکتر به طور کامل بر مساله تمرکز داشتند و در این بین اکثر امور غیرضروری را تعطیل کردند. در واقع یک مساله مهم روی میز ایشان بود و تمام توان و انرژی برای حل آن مساله متمرکز شد. تنوع مساله های دوره قبلی را با تعداد مساله هایی که ایشان بررسی می کردند مقایسه کنید…

ارتباط اثربخش (Effective Communication) : جناب دکتر به موقع به چشمان طرف مقابل زل می زنند، به موقع اخم می کنند، به موقع خنده های آنچنانی می کنند، به طور کامل به زبان انگلیسی مسلط هستند و طرف مقابل از گفتگو با ایشان خسته نمی شود (چه شب ها که مذاکرات تا صبح در هتل کوبورگ به طول انجامید)، مهارت های نوشتاری ایشان بسیار بالاست (نگاهی به دست نوشته ها و پیام های ایشان در شبکه های اجتماعی داشته باشید) و به طور کلی به بهترین شکل ممکن پیام را به طرف مقابل منتقل می کنند. اگر دوست داشتید تک تک این نشانه ها را با دوره های قبل مقایسه کنید …

مذاکره اثربخش (Effective Negotiation) : اگر مذاکره را یک بازی بدانیم که در آن قرار است طرفین عقیده خود را به یکدیگر بفرشند و فرد مقابل را متقاعد به پذیرفتن خواسته های خود نمایند، جناب دکتر به خوبی از فنون و روش های این بازی مطلع اند. آخرین توئیت ایشان با محتوای “نمی توان اسب ها را وسط مسابقه عوض کرد” به خوبی گویای این موضوع است …

شبکه سازی (Networking) : جناب دکتر به خوبی از شبکه ها و لینک ها استفاده کردند، ایشان بخش های اصلی نظام را جهت دستیابی به هدفی مشخص متقاعد و هماهنگ کردند، از شبکه دوستان و همکاران خود در سرتاسر جهان برای پیشبرد هدف مذاکرات استفاده کردند و حتی از بستر شبکه های گوناگون اجتماعی برای انتقال پیام شان به مخاطبین نهایت استفاده را کردند. حتما ویدئوهای ایشان در یوتیوب، نوشته های ایشان در فیسبوک و عکس های تیم شان را در اینستاگرام دیده اید.

حل مساله (Problem Solving) : رویکردهای دکتر ظریف در مسائل مربوط به مذاکرات حل مساله است. جناب دکتر با تکیه  و تمرکز بر بر رویکرد چگونه می توان مساله (اختلاف بین ایران و غرب) را حل کرد به جای رویکردهای ایدئولوگ مآبانه و شعار گونه سرانجام توانستند راه حل مساله را پیدا کنند. در حالی که رویکردهای قبلی مورد اشاره تمرکزی بر راه حل ها نداشت.

توسعه مسیر شغلی از زبان آقای جابز

 

 

همه کسانی که در کارگاه های مسیر شغلی افتخار دوستی و همراهی با آنها را داشته ام، نسبت به اهمیت سخنرانی استیو جابز (بنیان گذار فقید شرکت اپل) در زمینه ساختن مسیر موفقیت شغلی که در دانشگاه استنفورد ارائه شده واقف هستند. آقای جابز در این سخنرانی کوتاه بسیاری از عوامل کلیدی موفقیت شغلی خود را بیان کرده و چندان دور از ذهن نیست که هر کس دیگری با عمل به این آموزه ها بتواند مسیر موفقیت شغلی را حتی بهتر از ایشان بسازد. خوشبختانه این سخنرانی در جامعه فارسی زبانان شناخته شده و روز به روز افراد بیشتری با آموزه های آن آشنا می شوند. آنچه مرا بر آن داشت تا این نوشته را با شما به اشتراک بگذرام، انتشار ویرایش فارسی از این سخنرانی بود که به طور اتفاقی در یکی از گروه های شبکه اجتماعی تلگرام با آن مواجه شدم. دعوت می کنم که بشنوید و تامل کنید …

ازینجا هم می توانید دانلود کنید …

سادگی یا پیچیدگی؟

 

این داستان، که در گروه های وایبری می چرخید خیلی جلب توجه کرد. اول داستان رو بخونید:

ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾï®? ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰï»? ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻮﻩ ïº?ﺵ ïº?ﻣﺪ ï»­ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ïº?ﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮïº?ﯾﻢ ﯾï®? ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!ïº?ï»­ ﻧﻮﻩ ïº?ﺵ ﺭïº? ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩïº?ﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ! ﺣﺴﺎïº? ï®?ﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ ÛµÛ°Û° ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ï»­ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭïº? ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!

ﺷﺮﻭﻉ ï®?ﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮïº?ﻧﺪﻥ ï®?ﺘﺎïº? ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ. ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ïº?ﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾï®? ï®?ﺘﺎïº? ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭïº? ﺭﻭﯼ ï®?ﺎï»?ﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.ïº?ï»­ ﺷﺮﻭﻉ ï®?ﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ.

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ïº?ﺵ ïº?ﻣﺪ ï»­ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩïº?ﺭﯼ ﭼﻪ ï®?ﺎﺭ ﻣﯽ ï®?ﻨﯽ؟! ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩïº?ﺭﻡ ï®?ﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ï®?ﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭïº? ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ. ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮï»? ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ï®?ﻨﯽ!ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ… ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭïº? ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ï®?ﺮﺩ ï®?ﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮï»? ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮï»? ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ïº?ﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.ïº?ï»­ ﺭïº?ﻫﺶ ﺭïº? ﭘﯿﺪïº? ï®?ﺮﺩ. ﭘﻮﺩﺭﻣﺮï»? ﺭïº? ﺑﺮïº?ﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ïº?ﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭïº?ﻥ ﺑﺮﺩ ïº?ﻣﺎ ﺻﺎﺣïº? ïº?ﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮï»? ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭïº?ﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭïº?ﻥ ﻧﻪ، ïº?ï»­ ﺑﻪ Û¶Û²Û³ ﺭﺳﺘﻮﺭïº?ﻥ ﻣﺮïº?ﺟﻌﻪ ï®?ﺮﺩ ï»­ ﺷﺸﺼﺪ ï»­ ﺑﯿﺴﺖ ï»­ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭïº?ﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ïº?ﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮï»? ïº?ﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ï®?ﻨﺪ.

ïº?ﻣﺮﻭﺯ KFC  ﺩﺭ Û±Û²Û´ ï®?ﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩïº?ﺭﺩ ï»­ ïº?ﮔﺮ ﺩﺭ ïº?ﻣﺮﯾﮑﺎ ï®?ﺴﯽ ﺑﺨﻮïº?ﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ï»­ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮï»? ï®?ﻨﺘﺎï®?ﯽ ﺭïº? ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭïº?ﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ۵۰ ﻫﺰïº?ﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩïº?ﺧﺖ ï®?ﻨﺪ.

خب مهم ترین پیامی که از این داستان گرفتید چیه؟ این که خودتونو دست کم نگیرید؟ این که نا امید نشید؟ این که دست از کار و تلاش بر ندارید؟ این که حتی در کهنسالی هم دیر نیست؟

به نظر من پیام های بالا همگی کلیشه ای هستند. این داستان موفقیت یک پیام کلیدی داره و اون اینکه:

 

گاهی تنها با مجهز بودن به یک شایستگی می شه به جاهایی رسید که کسی فکرشو هم نمی کنه …

 

اگه کمی به نمونه های وطنی هم توجه کنید، حتما تعداد قابل توجهی از اون ها رو پیدا می کنید که با الگوی ساده بالا تطبیق دارند. آجیل فروشی که … رستورانی که … معامله گر بورسی که …

اما متاسفانه در آموزش های موفقیت و کارآفرینی به گونه ای به ضمیر ناخودآگاه القا شده که برای رسیدن به موفقیت باید با الگویی پیچیده درگیر بود و انقدر با آن بالا پایین کرد تا به موفقیت رسید و خیلی وقت ها همین مساله ما رو از رسیدن به مقصود باز می داره. فراموش نکنیم که:

 

خیلی وقت ها موفقیت در سادگیه و نه پیچیدگی …

یادگیری کارآفرینانه؛ گفتگو با رادیو گفت و گو

 

اندیشه کارآفرینی و کارآفرین شدن در سر دارین؟

کارآفرین ها اغلب افرادی هستند که دانش، انگیزه و مهارت لازم رو برای کارآفرین شدن دارن … اما این ویژگی ها رو از کجا به دست آوردن؟ چه طور تونستن دانش کسب و کار رو به مهارتی از جنس کارآفرینی تبدیل کنن؟ مهمترین منابع یادگیری برای تبدیل ایده به کسب و کار چیه؟ تغییر رفتار چه طور اتفاق می افته؟ تحصیلات دانشگاهی چه تاثیری داره؟ مربی و مشاور چه طور؟ یادگیری از طریق انجام کار چیه؟

این ها سوالاتیه که در یک گپ و گفت رادیویی با دوستان عزیزم، اصغر ساعد و احسان تاجیک عزیز واکاوی کردیم. اگه به دونستن جواب این سوالات علاقه مند هستین، دعوت می کنم که یه این گفتگو که  ۱۰ آبان ماه ۹۳ از رادیو گفت و گو پخش شد، گوش بدین:

یا از لینک زیر دانلود کنید و بعد گوش بدین:

FM EL

مصاحبه استخدامی؛ مثبت یا تهاجمی؟

یکی کارهایی که خیلی دوستش دارم، مصاحبه استخدامی به منظور بررسی شایستگی های فرد و تصمیم در جهت جذب یا عدم جذب هستش. جذابیتش ازین بایته که با یک انسان جدید آشنا می شم، از ابعاد شخصیتیش با هم حرف می زنیم، درباره گذشته و تصمیماتی که گرفته و همین طور آینده و مسیر شغلیش با هم صحبت می کنیم. اصولا رفتن به دنیای آدم های جدید و قدم زدن در دنیای اونها جذابه …

در یک سال گذشته در حدود هزار مصاحبه استخدامی انجام دادم و گاهی هم در مصاحبه سایر همکاران شرکت کردم تا نسبت به سبک و روش انجام مصاحبه شون آشنا بشم. چیزی که توجه منو به خودش جلب کرده سبکی از مصاحبه است که از اون به عنوان سبک تهاجمی یاد می شه. در این سبک، مصاحبه کننده از چندین طرف به فرد حمله می کنه تا بتونه واکنش های اون رو ببینه و در آخر قضاوت بکنه که آیا فرد واکنش دلخواه اونو در مصاحبه داشته یا خیر؟ و نهایتا هم تصمیم بگیره که فرد استخدام بشه یا نشه !!!

این سبک از مصاحبه شاید برای سنجش “هوش هیجانی” و “مدیریت استرس” مناسب باشه، اما فقط در همین حد و نه بیشتر!!! این درحالیه که در بین همکاران و دوستانی که ازین سبک استفاده می کنند، این سبک مصاحبه تبدیل به یک ارزش شده و همه چیز رو در غالب اون می بینند و استفاده ازین سبک رو نوعی زیرکی می پندارند !!!

حالا یکم از تجربه خودم بگم….

من سبکی که برای مصاحبه انتخاب کردم، سبک انرژی مثبت و مثبت اندیشی همراه با چالش” هستش. من در مصاحبه ها فضایی آرام، دوستانه و پر از انرژی مثبت فراهم می کنم و در این فضا روی تصمیماتی که فرد در زندگیش گرفته، گفتگوی چالشی (البته با رویکرد مثبت) دارم. نتیجه ای که گرفتم هم اینگونه بوده:

  1. مصاحبه شونده آرام و بدون استرس کارکردهای اصلی شخصیتیش رو به من نشون داده (این به قضاوت و تصمیم گیری درست در مورد اون کمک می کنه، در حالیکه در مصاحبه تهاجمی بیشتر افراد به دلیل پایین بودن سطح شایستگی مدیریت استرس، بقیه شایستگی هاشون رو نمی تونن نشون بدن) جالبه که تابحال موارد قابل توجهی بوده که افراد ایمیل یا شماره تماس منو پیدا کردند و ازم بابت فضای خوب و بدون استرس مصاحبه تشکر کرده اند.
  2. مصاحبه شونده به من اعتماد می کنه و می فهمه که من قراره تصمیمی برای او بگیرم که برد-برد باشه، این فضای اعتماد منجر به درمیون گذاشتن حقایق زیادی در مورد خودش می شه و در نهایت به تصمیم گیری برد – برد کمک می کنه.
  3. در ذهن مصاحبه شونده تصویر خوب و مثبتی از سازمان نقش می بنده و سازمان رو به عنوان منبعی از انرژی مثبت می شناسه (هرچند بعدا برخی افراد که اینگونه نیستند، این تصویر را خراب می کنند)
  4. با گفتگوهای چالشی مثبتی که در فرآیند مصاحبه شکل می گیره، خود مصاحبه شونده تصویر روشنی از خودش پیدا می کنه و متوجه قوت ها و ضعف هاش می شه و توقعات و انتظاراتش رو از سازمان ( چه در مساله پذیرفته شدن در مصاحبه استخدامی و چه در مساله حقوق و دستمزد) تعدیل می کنه.

این ها برخی از تجربیات من بود از مصاحبه مثبت، مصاحبه ای به شیوه ی مثبت تو … 🙂

مدیریت ریسک؛ گفتگو با رادیو گفتگو

اغلب وقتی حرف ریسک و ریسک پذیری به وسط میاد، یاد شجاعت و دل به دریا زدن و خطر پذیری می افتیم ! همیشه برای انجام حرکت های بزرگ در زندگی تشویق به ریسک پذیری شدیم، به اینکه راه فعلی مونو رها کنیم و راه جدیدی در زندگی آغاز کنیم تا به موفقیت های مورد نظر مون برسیم.

اما واقعیت اینه که ریسک پذیری و مدیریت ریسک ابعاد گسترده ای داره و تنها شجاعت عوض کردن راه کافی نیست.

به دعوت دوست خوبم، احسان تاجیک گپ و گفتی یک ساعته با یکی از کارآفرینان کشورمون، جناب دکتر حسینی خالق پفک ماهی (پفیش)، در زمینه “شایستگی مدیریت ریسک در کارآفرینی” داشتیم. این گفتگو هجدهم مردادماه از طریق رادیو  گفتگو، برنامه گام اول پخش شده.

اگر علاقه مند هستید، دعوت می کنم به این گفتگو گوش کنید.

یا از لینک زیر دانلود کنید و بعد گوش کنید:

FM Radio 002

درس هایی از کارلوس کی روش برای موفقیت در مسیر شغلی

این روزها، در کنار تب فوتبال و جام جهانی، عملکرد تیم ملی و سرمربی کشورمون موضوع روز محافل خبری و تحلیلی شده. در این میان چیزی که برای من جالب بوده و می خوام برای شما نقل کنم، برخی سخنان و مصاحبه های کارلوس کی روش مربی بزرگ کشورمون هستش. اشاره های کوتاهی که نقش بزرگی در موفقیت هر کس در مسیر شغلیش می تونه داشته باشه …

  • کی روش در مصاحبه ای که بلافاصله بعد از بازی با بوسنی داشتیم، گفته : “ما همه تلاشمان را کردیم که موفق شویم اما به نهایت ظرفیت ذهنی‌مان رسیده بودیم…” . ظرفیت ذهنی برای موفقیت، سقف توان روانی هرکس برای تعیین اهداف بالاتر و همین طور میزان تلاش برای دستیابی به اونهاست. حداکثر ظرفیت ذهنی بازیکنان تیم ملی ما، توقف آرژانتین و انجام بازی های آبرومندانه بود و نه صعود به مرحله ی بعدی و می بینید که همین اتفاق هم افتاد. سقف روانی شما برای موفقیت شغلی تون کجاست؟
  • کی روش، درجای دیگه ای میگه: ” مهم‌ترین چیزی که یاد گرفتیم این بود که اگر سرمایه‌گذاری کنیم و با قدرت کار را انجام دهیم شانس ما هم مثل همه تیم‌ها خواهد بود…” . سرمایه گذاری یعنی وقت و انرژی گذاشتن برای کسب آمادگی، برای ک:.۸)ب شایستگی تا در میدان عمل بتونیم با قدرت پیروز بشیم … نکته مهم اینجاست که نتیجه ای که میگیریم با میزان سرمایه گذاری که قبلا کرده ایم، ارتباط مستقیم داره. شما چقدر روی خودتون سرمایه گذاری کرده اید؟ چقدر برای موفقیت آماده هستید؟ چقدر برای کسب شایستگی های کلیدی وقت و انرژی می گذارید؟
  • کی روش در ادامه تاکید می کنه: ” راه زیادی پیش روی ماست و نباید زمان را از دست بدهیم. باید از همین فردا کار را آغاز کنیم...” . خب مشخصه که کسانی که در حال حاضر وضعیت مطلوبی از نظر دوبند قبلی ندارند (آمادگی روانی، سرمایه گذاری برای کسب شایستگی) باید تلاش زیادی بکنند و وقت را از دست ندهند، چرا که زمان محدوده و موفقیت در سنین بالا شاید چندان دلچسب نباشه … حالا شما فکر می کنید چقدر مدیریت زمان دارید؟ با چه سرعتی به سمت موفقیت در حرکتید؟

راه خودم را بسازم؟

پیام زیر از طریق صفحه شما ی مثبت تو ارسال شده است:

 

 به نام خدا

سلام

بنده مدتهاست دنبال انتخاب رشته و مهمتر از ان انتخاب شغل مي گردم چون ممكنه رشته ات را انتخاب كني ولي چه شغلي را بري مهمتر و خاص تر از ان است . خيلي فكر و تلاش كردم . متوجه شدم كه شغل مناسب شغلي است كه فاكتور علاقه – استعداد ذاتي – تيپ شخصيتي – ارزشها تو را داشته باشه . ولي هنوز نتونستم به جمع بندي برسم يا راهم را انتخاب كنم . يه مقاله مي خواندم كه راه اصلي زندگيت را پيدا كن راهي كه در ان رشد مي كني و لذت مي بري و كار مي كني . دنبال  پيدا كردن راه اصلي زندگي ام مي گردم . دوست دارم مثل بروسلي كه به نظر من استعدادشو شناخت و به بهترين وجهي ان را شكوفا كرد باشم يا مثل عادل فردوسي پور اينها نمونه هايي هستند كه علاقه واستعدادشون را شناختن و مهمتر از همه راه شغلي ان را پيدا كردند و انها كار نمي كنند بلكه ساعاتي را به كاري كه ازش لذت مي بردند مشغول اند . من مي خوام بدانم ايا شما مي تونيدبه من در پيدا كردن راه اصلي زندگي ام و شغليم كمك كنيد ؟ چطوري و با چه استانداردي ؟ از اين تبليغات كه ما مي تونيم زياد است ولي دراخر يه دامنه اي از انتخابها و گزارشات را جلوت مي گذارند كه عملا متوجه مي شي گيج تر شدي. مي بخشيد چون من هزينه ووقت زيادي را گذاشتم  ايا مي تونيد در صورتيكه جوابتون مثبت است قانع كنيد من را .

ممنون

 scs

وقتی این پیام را خواندم، سرشار از انرژی شدم. ازینکه امیر عزیز (ارسال کننده پیام) چقدر خوب و عالی اهمیت ساختن راه خود رو شناخته و چقدر برای خواسته اش تلاش کرده و البته اف

سوس خوردم که چرا افراد و موسساتی که رویکرد اصلی شان تولید ثروت برای خودشان است، به اینکه عمر دیگران ارزشمند و محترم است توجهی نمی کنند! آیا بهتر نیست به جای ارائه خدمات مشاوره نادرست که صلاحیتی در آن ها نداریم از روش هایی مانند سرمایه گذاری در بازارهای مالی کسب ثروت کنیم؟ مطمئنا راه دوم ثروت بیشتری را نصیب این دسته از افراد خواهد کرد.

بگذریم … امیر جان در مورد سوالاتت، پاسخ های زیر به ذهن من می رسد:

 

من مي خوام بدانم ايا شما مي تونيدبه من در پيدا كردن راه اصلي زندگي ام و شغليم كمك كنيد ؟

من معتقدم هیچ کس به اندازه خود تو نمی تواند به خودت کمک کند! در این زمینه شک نکن … خودت باید تمام تلاشت را بکنی تا گمشده ات را بیابی، استیو جابز در این زمینه می گه Keep Looking, Don’t Hesitate  . من کمکی که می تونم به تو بکنم اینه که  در کارگاه مسیر شغلی +تو چراغی روشن کنم تا راه رو بهتر ببینی، روش هایی رو برای شناخت بهتر معرفی کنم تا تو به بیراهه نری و زودتر گمشده ات را پیدا کنی، و الا نه من و نه هیچ کس دیگری توانایی پیدا کردن گمشده تو را نداریم.

 

 چطوري و با چه استانداردي ؟ از اين تبليغات كه ما مي تونيم زياد است ولي دراخر يه دامنه اي از انتخابها و گزارشات را جلوت مي گذارند كه عملا متوجه مي شي گيج تر شدي.

من برای شناساندن ویژگی های شخصیتی از استاندارد CPP که مرجع رسمی انتشار بسیاری از ابزارهای شخصیت شناسی در دنیاست و در کالیفرنیای آمریکا واقع شده است استفاده می کنم. با گزارش هایی که به اونها اشاره کردی آشنایی کامل دارم، حق با توست … این گزارش ها و این هیاهوها در برابر کاری که خودت باید بکنی هیچ ارزشی ندارند! باید راه درست را بشناسی و در اون قدم بگذاری تا به خواسته ات برسی …

آرزو می کنم تو و همه کسانی که اهمیت ساختن راه خودشونو درک کردن خیلی زود به خواسته ها و آرزوهاتون برسید.

موفقیت همین نزدیکی هاست … در انتظار تو 🙂

چرا ما انسان های مدنی نیستیم؟

اخیرا نوشته ای با عنوان ” سی ویژگی انسان مدنی “ از دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی، در فضای وب منتشر شده است که خیلی مورد استقبال قرار گرفته. ایشان در این نوشته از دیدگاه خودشان رفتارهایی که موجب ارتقا سطح مدنیت می شود را تشریح کرده اند. اینکه مدنیت از دیدگاه جامعه شناسی چیست و چه تعریفی داره، شاید از حوصله مباحث ما در مثبت تو خارج باشه. از نظر عامه، شاید بتوان مدنیت را شهری بودن و در برابر دهاتی بودن دانست! حتما در زبان عامه زیاد شنیدید که شخصی را دهاتی و شخص دیگری را مدرن و شهری قلمداد می کنند. تمام حرف دکتر سریع القلم در این نوشته اینه که معیار شهری بودن یا دهاتی بودن زادگاه و محل زندگی نیست، حتی معیارهایی دیگه ای چون نوع لباس پوشیدن، شیوه غذا خوردن و امثال این ها هم نیست. بلکه معیارهایی است که ایشون در قالب سی بند، البته به زعم خودشون منتشر کرده اند.

اما چیزی که در بین این معیارها  توجه منو جلب کرد، بند چهارم معیارهای طرح شده توسط ایشان بود:

 

انسان مدنی کسی است که در روز حداقل پانزده دقیقه برای شناخت خود وقت بگذارد؛

 

این معیار واقعا قلب منو خون می کنه، چرا که هر چه بیشتر می گذره بیشتر به عمق فاجعه پی می برم! در طول چندین ماه گذاشته به واسطه همکاری که با یکی از شرکت های بزرگ کشور داشتم، بیش از ۳۰۰ مصاحبه استخدامی انجام دادم. به واسطه بافت سرمایه های انسانی شرکت، مصاحبه شوندگان اکثرا از افراد تحصیل کرده و نخبگان کشور بودند. یکی از سوالات مصاحبه که نحوه پاسخ دادن به اون برای من خیلی مهمه اینه که از مصاحبه شونده می خوام نقاط قوت و ضعف خودشو تشریح کنه. در بالای ۹۰ درصد از موارد مصاحبه شونده ها از خودشون تعریف می کنند و ویژگی های مختلفی به عنوان نقطه قوت بر می شمارند. اما وقتی از نقطه ضعف هاشون می پرسم، حرفی برای گفتن ندارند!!! در بهترین حالت کلمه ” نمی دونم” رو می شنوم و در موارد زیادی “من نقطه ضعفی ندارم” پاسخیه که داده می شه!!!

دوست دارم بند چهارم نوشته دکتر سریع القلم رو به این صورت اصلاح کنم که:

 

انسان مدنی کسی است که به نقاط ضعف اش فکر کند و در روز  حداقل پانزده دقیقه برای توانمند شدن و اصلاح خود وقت بگذارد؛

 

امیدوارم توی عمرمون روزی رو ببینیم که معیارهای مدنیت و برتری انسانها به جای تحصیلات و ثروت و محل زندگی این جور موارد باشه …