برچسب: برنامه توسعه فردی

مسیرشغلی رییس جمهور

مسیرشغلی رییس جمهور

مسیرشغلی رییس جمهور

۴ سال پیش در چنین روزهایی بود که در تب و تاب انتخابات تیپ شخصیتی نامزدهای ریاست جمهوری را تحلیل و بررسی کردیم. امروز یکی از دوستان عزیز پیشنهاد داد تا در این دوره مروری بر مسیرشغلی نامزدهای ریاست جمهوری ( مسیر شغلی رییس جمهور ) داشته باشیم.
از یک دیدگاه مسیرشغلی، مجموعه ای از نقاط است که فرد در زندگی شغلی در طول زمان از خود به جا می گذارد. مسیرشغلی افراد موفق سه ویژگی اساسی دارد:
ارتباط تجربه های شغلی قبلی با شغل جدید: بدین معنی که فرد در یک حرفه خاص از پایین ترین مراتب شغلی کار را آغاز کرده و به مراتب بالای شغلی رسیده است. معروف است که مدیران عامل در شرکت تویوتا چنین مسیری را طی می کنند …
تمرکز بر حرفه و شغل: بدین معنی که فرد در یک یا حداکثر دو حوزه شغلی دو طول سالیان متوالی فعالیت کرده است …
مرتبط بودن مسیر تحصیلی بر مسیر شغلی: بدین معنی که با گذشت زمان مسیر تحصیلی و مسیر شغلی همگرا شده و به یکدیگر نزدیک شده باشند.
با در نظر گرفتن این سه ویژگی اساسی، در ادامه به بررسی مسیرشغلی رییس جمهور البته به ترتیب حروف الفبا می پردازیم:
اسحاق جهانگیری : آقای جهانگیری در توصیف مسیرشغلی خود در مناظره اخیر گفت که از پایین ترین سطح در فرمانداری یک شهر آغاز به کار کرده اند و سپس استاندار و بعد از آن وزیر در حوزه صنعت و معدن شده اند و در نهایت ۴ سال معاون رییس جمهور بوده اند. ازین بابت می توان آقای جهانگیری را حائز پیمودن کلیه سطوح اجرایی در بدنه دولت دانست، فعالیت اصلی آقای جهانگیری در راستای همین مسیر شغلی بوده است و ازین بابت نیز تمرکز نسبی وجود داشته است. تحصیلات آقای جهانگیری دکتری مدیریت صنعتی است که با مسیرشغلی پیموده شده هماهنگ و منطبق است.
حسن روحانی : آقای روحانی در سال های اخیر دبیرشورای عالی امنیت ملی و رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده اند. ازین رو می توان تجربه شغلی اصلی ایشان را حل مسائل استراتژیک سیاسی دانست که سال ها بر آن متمرکز بوده اند، همین تجربه آقای روحانی به ایشان کمک کرد تا بتواند پرونده هسته ای ایران را از اوضاع وخیم گذشته خارج کند. تحصیلات آقای روحانی در زمینه حقوق می باشد که کاملا با این مسیر هماهنگ و منطبق است.
سیدابراهیم رییسی : آقای رییسی مسیرشغلی خود را از دادگاه ها و دادسراهای شهرهای کوچک آغاز کرده اند و در ادامه با طی سلسه مراتب شغلی در دستگاه قضایی نهایتا در مستند معاون قوه قضاییه تجربه داشته اند. ازین بابت تجربه های شغلی ایشان تا بدینجا هم مرتبط و هم متمرکز بوده است. اما روشن است که این مسیر شغلی با تصدی شغلی که مهمترین ابعاد آن سیاسی و اقتصادی است هیچ ارتباطی ندارد. همچنین تحصیلات ایشان حوزوی است که ارتباط آن با شغل ریاست جمهوری مشخص است.
سیدمصطفی میرسلیم : آقای میرسلیم فعالیت اصلی خود را با معاونت سیاسی اجتماعی وزارت کشور آغاز کرده اند، در ادامه سرپرست نهاد ریاست جمهوری و بعد وزیر ارشاد بوده اند و در تنها عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام. ازین رو تجربه های شغلی ایشان در جهت فعالیت در دولت و دستگاه های حکومتی را می توان تا حد زیادی مرتبط دانست. آقای میرسلیم بر زمینه حرفه ای خاصی تمر کز نداشته اند و مسئولیت های گوناگونی در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اجرایی داشته اند. همچنین تحصیلات ایشان مهندسی مکانیک است و گویا در زمینه طراحی موتور نیز دستی بر آتش دارند و ازین بابت نیز مسیر تحصیلی به مسیر شغلی نا منطبق است.
سید مصطفی هاشمی طبا : در کارنامه فعالیت های آقای هاشمی طبا ابتدا وزیر صنایع و سپس معاونت رییس جمهور در حوزه تربیت بدنی به چشم می خورد. آقای هاشمی طبا با تجربه وزارت و معاونت رییس جمهور به میدان رقابت آمده اند و طبیعتا این تجربه تا حدودی بر شغل بعدی (ریاست جمهوری) منطبق است. اما ایشان در زمینه خاصی متمرکز نبوده اند، مدیریت در صنعت با مدیریت بر ورزش گرچه مشترکاتی دارد، اما تفاوت های قابل توجهی نیز دارد. زمینه تحصیلی آقای هاشمی طبا سیستم آنالیز می باشد که ازین بابت بر مسیر شغلی ایشان نسبتا منطبق است.
محمدباقر قالیباف : آقای قالیباف را از زمان فرماندهی پلیس کشور و راه اندازی سامانه ۱۱۰ می شناسیم، ایشان در ابتدا یک فرمانده نظامی بودند، در ادامه ایشان را با عنوان خلبان هواپیمای مسافری شناختیم، بعد از مدتی ایشان شهردار تهران شدند و مدت قابل توجهی در عرصه مدیریت شهری کسب تجربه کردند. طبیعتا در چنین مسیر شغلی عدم تمرکز بر حرفه ی خاص و عدم ارتباط با تجربه های قبلی قابل مشاهده است و ازین بابت نمی توان آقای قالیباف را یک فرد حرفه ای دانست. تحصیلات آقای قالیباف نیز در زمینه جغرافیای سیاسی است که ارتباطی با تجربه های قبلی ندارد.
 .

در پایان و بعد از بررسی مسیرشغلی رییس جمهور  شما را دعوت به تفکر در زمینه این سوال می کنم که : مسیر شغلی شما چگونه است؟ چقدر تجربه های شغلی گذشته تان با هم مرتبط است؟ بر چه زمینه حرفه ای تمرکز دارید؟ و تا چه میزان مطالعات و تحصیلات شما بر مسیر شغلی تان منطبق است؟

 

 

چهل و ششمین الی چهل و هشتمین کارگاه MBTI

چهل و ششمین تا چهل و هشتمین کارگاه MBTI

چهل و ششمین الی چهل و هشتمین کارگاه MBTI با موضوع برنامه ریزی توسعه ی حرفه ای در یکی از صنایع پیشروی شهر شیراز برگزار شد. در این مجموعه کارگاه ها مدیران ارشد و استعدادهای مدیریتی با ویژگی های شخصیتی خود (مبتنی بر MBTI) و برنامه توسعه حرفه ای آشنا شدند. به درخواست شرکت مزبور و به جهت مسائل رقابتی اطلاعاتی ازین کارگاه منتشر نمی شود.

با آرزوی موفقیت برای دوستان خوبم در شهر شیرین شیراز 🙂

چهلمین کارگاه MBTI

چهلمین کارگاه MBTI  با تمرکز بر توسعه فردی (PDP) در واحد سرمایه های انسانی شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان (فناپ) و در محلکافه IT برگزار شد. تمرکز اصلی این کارگاه تدوین برنامه توسعه حرفه ای شرکت کنندگان بود. از اونجایی که کارگاه های +تو بیشتر در جمع مدیران سازمان ها برگزار می شه، این اولین کارگاهی بود که به طور تخصصی در واحد سرمایه هایانسانی یک سازمان برگزار می شد. با آرزوی موفقیت برای همه مشتاقان توسعه فردی.

سی و نهمین کارگاه MBTI

سی و نهمین کارگاه MBTI با تمرکز بر موضوع شناخت تفاوت های فردی و کاربردهای آن در مدیریت سرمایه های انسانی در شرکت داتین ارائه دهنده راهکارها و نرم افزارهای بانکی (از شرکت های فناپ، وابسته به گروه مالی پاسارگاد) برگزار شد. نکته برجسته در این کارگاه توجه ویژه به موضوع مدیریت استرس و خستگی و فرسودگی شغلی بود که به دلیل ماهیت کار شرکت، از موضوعات حائز اهمیت بود؛ استرس های ناشی از ماهیت کار و بدتر از آن استرس های ناشی از سو رفتار مدیران، به مرور زمان کارکنان توانمند را خسته و فرسوده می کند و انگیزه های خروج از شرکت را در آن ها افزایش می دهد. در این کارگاه در زمینه راهکارهای کاهش و مدیریت استرس های شغلی بحث و بررسی شد  …

برای همه دوستانم در این شرکت آرزوی موفقیت و بهروزی می کنم 🙂

شایستگی های ظریف

این روزها فضای سیاسی کشور دستخوش خبرهای خوبی شده که یک سر اون به جناب دکتر ظریف وزیر امور خارجه بر می گرده به طوری که موج تشکرها و تحسین ها از جناب ظریف تمام شبکه های اجتماعی را در بر گرفته. در این بین پیامی در یکی از شبکه های اجتماعی دریافت کردم که برام جالب توجه بود:

داشتم BBC World نگاه می کردم یه کارشناس امریکایی گفت بعد این توافق اگه شکل بگیرد تا سالهای سال در دانشگاههای اروپا و آمریکا رفتار و سیاست ظریف را تحلیل خواهند کرد و به عنوان یک کورس دانشگاهی تدریس خواهند کرد که چگونه یک دیپلمات جهان سومی ماهها ۶ ابر قدرت جهان را پای میز مذاکره نگه داشت. همچنین راجع به دو موضوع جالب هم که در عرصه روابط بین المللی مدرن حساب میشن حرف زد و گفت هرگاه ۵+١ می خوان ایران را تحت فشار بزارن ظریف یا میاد تو بالکن یه تیکه به خبرنگاران میگه میره داخل یا توییت میکنه و نقشه اونا رو نقش بر آب میکنه مثلا دو روز پیش که کری میخواس بیاد مصاحبه کنه بگه که ایران دیگه باید تصمیمش رو بگیره وگرنه ما میز مزاکره رو ترک می کنیم، هنوز تو راه بود بیاد تو حیاط جلو خبرنگاران و به خبرنگاران نرسیده بود ظریف توییت کرد نمیتوان اسبها را وسط مسابقه عوض کرد و نقشه کری را خراب کرد همه قبل اینکه کری شروع به صحبت کنه فهمیدن اومده دبه در بیاره. اسم این دوتا دیپلماسی ظریف را که برای اولین باره یه سیاست مدار ابداع کرده گذاشتن: دیپلماسی بالکن- دیپلماسی توییتر

با خودم گفتم برای یک بار هم که شده از دانشگاه های اروپا و آمریکا پیشی بگیریم و این بار ما تحلیل کنیم که چرا جناب ظریف به چنین موفقیتی دست یافت؟ چرا نفرات قبل از ایشون ناکام بودند و اساسا چه ویژگی هایی در وزیر امورخارجه محبوب موجب موفقیت ایشان شد؟

از زوایای گوناگونی میشه به این موضوع نگاه کرد و مورد بررسی قرار داد. اما بنا بر موضوعات و دغدغه های ما در +تو، تصمیم گرفتم از نظر شایستگی ها، مساله را بررسی کنم.

ابتدا از خوانندگان عزیز دعوت می کنم با مطالعه این صفحه با مفهوم شایستگی آشنا شوند …

من با نگاهی به رفتار و عملکرد جناب دکتر ظریف، ۷ شایستگی اساسی و کلیدی در ایشان دیدم که دوست دارم از آنها با عنوان “مدل شایستگی های ظریف” یاد کنم. این شایستگی ها عبارتند از:

انرژی مثبت (Positive Energy) : جناب دکتر توان و انرژی بالایی برای کارکردن دارند و این انرژی را به خوبی به طرف مقابل منتقل می کنند. این مساله منجر به انگیزش و ترغیب طرف مقابل در همراهی با ایشان می شود. چه طرف مقابل همکاران ایشان باشند و چه طرف های مذاکره. سطح انرژی ایشان را در مصاحبه ها با نفرات قبلی مقایسه کنید…

سخت کوشی (Hardworking) : جناب دکتر نه تنها از تلاطمات و سنگ اندازی ها نا امید نشدند، بلکه با تلاش شبانه روزی، حتی در بستر بیماری و حتی در بارش انرژی های منفی دلواپسان، دست از کار نکشیدند و تا حصول نتیجه ایستادگی کردند.

تمرکز (Concentration) : جناب دکتر به طور کامل بر مساله تمرکز داشتند و در این بین اکثر امور غیرضروری را تعطیل کردند. در واقع یک مساله مهم روی میز ایشان بود و تمام توان و انرژی برای حل آن مساله متمرکز شد. تنوع مساله های دوره قبلی را با تعداد مساله هایی که ایشان بررسی می کردند مقایسه کنید…

ارتباط اثربخش (Effective Communication) : جناب دکتر به موقع به چشمان طرف مقابل زل می زنند، به موقع اخم می کنند، به موقع خنده های آنچنانی می کنند، به طور کامل به زبان انگلیسی مسلط هستند و طرف مقابل از گفتگو با ایشان خسته نمی شود (چه شب ها که مذاکرات تا صبح در هتل کوبورگ به طول انجامید)، مهارت های نوشتاری ایشان بسیار بالاست (نگاهی به دست نوشته ها و پیام های ایشان در شبکه های اجتماعی داشته باشید) و به طور کلی به بهترین شکل ممکن پیام را به طرف مقابل منتقل می کنند. اگر دوست داشتید تک تک این نشانه ها را با دوره های قبل مقایسه کنید …

مذاکره اثربخش (Effective Negotiation) : اگر مذاکره را یک بازی بدانیم که در آن قرار است طرفین عقیده خود را به یکدیگر بفرشند و فرد مقابل را متقاعد به پذیرفتن خواسته های خود نمایند، جناب دکتر به خوبی از فنون و روش های این بازی مطلع اند. آخرین توئیت ایشان با محتوای “نمی توان اسب ها را وسط مسابقه عوض کرد” به خوبی گویای این موضوع است …

شبکه سازی (Networking) : جناب دکتر به خوبی از شبکه ها و لینک ها استفاده کردند، ایشان بخش های اصلی نظام را جهت دستیابی به هدفی مشخص متقاعد و هماهنگ کردند، از شبکه دوستان و همکاران خود در سرتاسر جهان برای پیشبرد هدف مذاکرات استفاده کردند و حتی از بستر شبکه های گوناگون اجتماعی برای انتقال پیام شان به مخاطبین نهایت استفاده را کردند. حتما ویدئوهای ایشان در یوتیوب، نوشته های ایشان در فیسبوک و عکس های تیم شان را در اینستاگرام دیده اید.

حل مساله (Problem Solving) : رویکردهای دکتر ظریف در مسائل مربوط به مذاکرات حل مساله است. جناب دکتر با تکیه  و تمرکز بر بر رویکرد چگونه می توان مساله (اختلاف بین ایران و غرب) را حل کرد به جای رویکردهای ایدئولوگ مآبانه و شعار گونه سرانجام توانستند راه حل مساله را پیدا کنند. در حالی که رویکردهای قبلی مورد اشاره تمرکزی بر راه حل ها نداشت.

کارگاه سی وششم

 

کارگاه سی و ششم، خاطره ای که هرگز فراموش نخواهد شد؛ بعد از مدت ها صبح خروس خوان از خواب بیدار می شوی، به دو انگیزه: اول زیارت امام  رضا (ع) و بعد هم بودن در جمعی که مشتاق خودشناسی و توسعه فردی اند. هواپیما مثل بیشتر وقت ها با تاخیر می پرد، به کلاس که می رسی جمعی را می بینی که مشتقانه منتظر آمدن تو و شروع کارگاه اند. با این تفاوت  گه این جمع بچه های مدرسه ای نیستند و کسی آنها را به زور نیاورده، این جمع مدیران یکی از شرکت های تابعه گروه صنعتی ایران خودرو (الکتریک خودرو شرق) هستند که مشتاق توسعه فردی شده اند. برای همگی شان آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم.

 

کارگاه بیست و هشتم

شاید مهم ترین دلیلی که تونستم تا اینجا کارگاه ها رو ادامه بدم این بوده که هر کدوم با دیگری کلی تفاوت  داشتن و هر کدوم  برام به خاطره ای تبدیل شدن …

این کارگاه هم در نوع خودش بی بدیل بود، مهمترین وجه تمایز این کارگاه با بقیه حضور دوست خوبم مهدی بود … مهدی تو مقطع اول دبیرستان درس می خونه و  همراه مادرش در کارگاه بیست و هشتم شرکت کرده بود تا بتونه راه موفقیت خودشو  بسازه و تو انتخاب رشته تحصیلی که ارتباط مستقیمی با انتخاب شغل داره موفق باشه. امیدوارم تونسته باشم بهش کمک کنم … و به امید موفقیت همه بچه های کشورمون 🙂

کارگاه بیست و سوم

بیست و سومین کارگاه MBTI، با موضوع شناخت تفاوت های فردی و توسعه ارتباطات و روابط بلند مدت (Relationship)؛

این کارگاه هم مثل تمام کارگاه های قبلی تبدیل به خاطره ای به یاد ماندنی همراه با دوستانی به یاد ماندی شد. مهم ترین ویژگی این کارگاه بحث های  صمیمانه و دوستانه ای بود که حول محور موضوع کارگاه بین دوستان  در می گرفت و پاسخ خیلی از سوالا رو خود بچه ها می دادن و من تنها ناظر و بیننده ی این بحث های زیبا بودم و ازشون استفاده می کردم. یک نکته ی به یاد موندنی دیگه از این کارگاه پرسش مداوم دوستان بود که چرا چنین مساله های مهمی به ما آموزش داده نمی شه و چرا بعد از انتخاب و ازدواج باید متوجه این ها بشیم که من پاسخی جز سکوت نداشتم …

کارگاه بیست و یکم

کارگاه بیست و یکم، بخشی از برنامه توسعه فردی (PDP) بود که در یکی از معتبرترین و خوش نام ترین مراکز آموزشی تهران برگزار شد. تو این برنامه، مدیران و کارکنان مجموعه، همگی در کنار هم و پایاپای هم در یک برنامه توسعه (Development Program)  به مدت ۴ ماه شرکت و حضور مداوم داشتند. جو صمیمی و تلاش و کوشش و اشتیاق دوستان شرکت کننده تو این برنامه برای رسیدن به خودشناسی و خودشکوفایی شیرین و به یاد مومدنی بود. اما شیرین ترین خاطره ای که از این برنامه به یاد من موند، حضور با انگیزه و شوق یکی از خدمت کاران مجموعه (علی رغم سواد آکادمیک پایین) بود. به طوری که در همه مراحل برنامه جملات و کلمات نغز و پرمعنی و درعین حال ساده ای از ایشون می شنیدم که اصلا انتظارشو نداشتم! انگار تحصیلات آکادمیک ، گاهی نتیجه ای جز پیچیدگی نداره و خیلی وقتا می شه مفاهیم علمی پیچیده رو به زبون خیلی ساده به بقیه منتقل کرد !

این هم عکس های برنامه ….