برچسب: شخصیت شناسی

بررسی تایپ: من یک ISTJ هستم

سلام به دوستان، من یک ISTJ هستم 🙂

من یک ISTJ هستم، واقعیت هیچ وقت در دروس املاء و انشاء نتونستم نمره کاملی بگیرم، نمیتونم خیلی خوب با کلمات بازی کنم، راستش رو بخواید اون مقداری که لازم بود تلاش نکردم چون هیچ علاقه ای به ادبیات، املاء و از این قبیل دروس نداشتم و ندارم.

از سال ۸۴ شاغل هستم و توی شرکتهای مختلفی کار کردم، خیلی خوب تونستم با جامعه و انسانها ارتباط برقرار کنم. الانم خیلی خوشحالم که زود وارد محیط کاری شدم چون براساس تجربیاتی که به دست آوردم متوجه شدم که آدما توی محیط کاری یه مسائلی رو یاد میگیرن که هیچ جای دیگه ای نمیشه آموزش دید.

خیلی آروم و کم حرف هستم. بیشتر ترجیح میدم گوش کنم. تنهایی و زندگی سنتی رو دوست دارم و خیلی رابطه خوبی با تکنولوژی ندارم مثلا نوشتن با قلم روی کاغذ رو ترجیح میدم به تایپ کردن با سیستم. یه اعتقادات خاصی دارم که معمولا خیلی سخت تغییر میکنن. زمانی که تصمیم میگیرم کمتر کسی میتونه اونو تغییر بده، لازمه بگم تو زندگیم سه بار کاملا تغییر یافتم یا بهتر بگم تونستم خیلی خوب خودم رو تغییر بدم، البته نمیگم صددرصد و این موضوع بهم نشون داد که آدم انعطاف پذیری هستم و خودم رو با شرایط وفق میدم و تغییر میکنم.(نمیدونم شایدم مجبور شدم)

به عنوان مثال تا چند سال پیش خیلی منطقی و سرسخت بودم و همیشه از نگاه اطرافیان یه آدم بی احساس به نظر میرسیدم، ولی تونستم روی خودم کار کنم و بین احساس و منطق، عقل و دل، تعادل برقرار کنم، البته چون خودم خواستم تونستم این کارو انجام بدم و راضی هستم. فقط و فقط خودم میتونم خودمو تغییر بدم. کاملا تونستم از اعماق وجودم این مطلب رو درک کنم که جسم و روح مکمل هم هستند و جسم فرمانبردار روح (عقل و احساس). این خصلت خودمو خیلی دوست دارم، اینکه روی ذهنم مسلط هستم و میتونم به بدن و روحم دستور بدم فقط با تمرکز کردن. شاید باورش براتون سخت باشه، اما انقدر مسلط شدم که میتونم گوشامو ببندم یعنی توی شلوغ ترین مکان چیزی نشنوم و روی یک موضوع کاملا تمرکز کنم. چشمامو میبندم و به هر چیزی که دوست دارم فکر می کنم، یعنی متمرکز میشم روی یک موضوع، هر روز این کارو انجام میکنم.

تا جایی که خودم رو میشناسم در برابر مشکلات و سختی ها محکم و مقاوم هستم و صبورانه برخورد می کنم و منطقی دنبال راه حل برای برطرف کردن مسائل هستم. این توانایی رو دارم که بتونم یه رهبر و راهنمای خوبی باشم خیلی ها هستند که با من مشورت میکنن و در رابطه با مسائل زندگی شون از من راهنمایی میگیرن، منم تا جایی که بتونم کمکشون میکنم یکی از دلایلش اینه که کمک کردن به انسانها رو دوست دارم و آرامش پیدا می کنم. اعتقادم اینه که از هر دستی بدیم از همون دست هم میگیریم.

به نظم و انظباط و قانون اهمیت میدم. ترجیح میدم کارهامو به موقع انجام بدم و از اینکه برنامه هام بمونه برای دقیقه آخر، واقعا استرس میگیرم و خیلی انرژی مصرف می کنم.

وای یه خصلت خیلی بد دارم اونم اینکه بعضی وقتا به جزئیات انقدر اهمیت میدم که زمان از دستم در میره. میشه گفت یه جور وسواس فکری. بعضی وقتا اصل مطلب رو به خاطر جزئیات فراموش میکنم.

به خانواده خیلی اهمیت میدم. از خودگذشتگی زیادی دارم و همیشه برای انسانها محدوده ای قرار میدم البته محدوده هر شخص نسبت به جایگاهی که برای من داره متفاوته. وای به روزی که صبرم نسبت به رفتار یا کردار شخصی تموم بشه دیگه اون شخص برای من تموم شده هستش و خیلی قاطعانه تصمیم میگیرم، خودم این خصلت خودمو دوست دارم ولی اطرافیانم واقعا از این خصلت من ترس دارن. کم پیش میاد با کسی درد و دل کنم. استقلال رو دوست دارم. کمتر از دیگران کمک میگیرم و مغرورم، اعتقادم اینه که باید روی پاهای خودم بایستم. خیلی با محبت نیستم و ابراز احساسات برام سخته. آدم خودمختاری هستم. دوست ندارم خیلی زود با آدما ارتباط برقرار کنم، کارهای گروهی رو دوست ندارم و ترجیح میدم انفرادی کار کنم. همیشه مفید و مختصر صحبت می کنم. وقتی ناراحت هستم یا عصبانی هیچ کسی نمیتونه منو آروم کنه باید تو تنهایی خودم فکر کنم و آروم بشم. آدم سیاست مداری نیستم و معمولا خیلی صادقانه صحبت میکنم. همیشه برنامه ریزی میکنم، به این نتیجه رسیدم که باید خواسته ها و آرزوهامونو یاداشت کنیم چون حتما بهشون می رسیم. یه دفترچه یادداشت دارم که برنامه هامو داخلش مینویسم و وقتی که انجامش دادم روش خط میکشم.

این قسمتی از خصوصیاتی من به عنوان یک ISTJ  بود. امیدوارم تونسته باشم درست یک ISTJ رو معرفی کنم.

با تشکر از آقای مهندس میرمجیدی

بررسی تایپ: ESFJ بودن یعنی چه؟

همیشه می­دانستم یک جای کار می­لنگد، این همه نارضایتی از خود معقول نیست و اگر هم هست باید چاره­ای پیدا کنم. این همه راه گم کردن منطقی نیست و باید پایان یابد.

MBTI را می­شناختم و این بار بی­درنگ خودم را در محل آزمون قرار دادم و چقدر خوشحالم.

فکر می­کنم هرچیزی که یک برونگرا را تعریف می­کند در وجود من جمع شده است: از جمع انرژی میگیرم، به سختی میتوانم با خود خلوت کنم، به آسانی توسط دیگران شناخته میشوم و همه ی ویژگی ها و علایق و … خود را لو می­دهم، به راحتی یک مکالمه را آغاز می­کنم. یکی از دوستانم معتقد بود من به راحتی می­توانم یک جو خشک و سنگین را با شوخی وایجاد خنده بشکنم بدون اینکه پا را از حد فراتر بگذارم.

در چند ماهی که خانه نشین شدم هر روز بیشتر از روز قبل افسرده تر و بی انرژی تر و بی انگیزه تر می­شدم. برعکس آن، در روزهای دانشگاه که هزار کار مختلف را باهم انجام می­دادم و درس می­خواندم و خانه ام را سامان می­بخشیدم ذره ای احساس خستگی نداشتم. کمتر می­خوابیدم ولی سرحال تر بودم. بودن در جمع و عضویت در گروه­های مختلف و از همه مهم­تر حس مفید بودن برای دانشجویان یک دانشکده (که از F بودنم ناشی می شود) همگی دست در دست هم داد تا سال های پایانی دانشگاه بهترین احساس ها را در من نسبت به خودم بوجود آورد که البته با پایان این دوران و کمرنگ تر شدن روابطم روز به روز محوتر شد.

من نمی توانم بدون فکر کردن و بالا پایین کردن اوضاع صرفاً به دلیل اینکه دلم می خواهد، کارهای مورد علاقه­ام را انجام دهم. مثلا برای تغییر رشته­ام در دانشگاه، دلم به شدت به رشته ی معماری گواهی می­داد اما عقل و منطق و عدم ریسک پذیری، من را به سمت مهندسی شیمی هدایت کرد که البته انتخابی اشتباه بود. در آن زمان هم تصمیم گیری برایم بسیار مشکل بود، شاید به این دلیل که برخلاف ترجیح ذاتی ام عمل می کردم.

بسیار نسبت به اطرافیانم حساسم و مدام درحال توجه، همدردی و دلسوزی برای دیگران هستم. اگر کسی در حوزه­ی نزدیکانم باشد هرکاری برای شادی او انجام می­دهم. اگر همکلاسی یا دوستی دور باشد نیز همینطور… محال است بتوانم نسبت به مشکلات دیگران بی­تفاوت باشم. وقتی شاد هستم به هردلیلی به همه ی دنیا اعلام میکنم و بقیه را در شادی خود سهیم می­کنم اما ناراحتی ها و مشکلاتم را با معدود افرادی برای خالی شدن ذهنم در میان می­گذارم. از معیارهای خوشبختی برای من دیدن شادی دیگران است. روحیه حساس من گاهی برایم مشکل ساز می­شود، چرا که دیده شده برای مظلومیت کوآلاهای کویینزلند استرالیا نیز اشک ریخته­ام. دیگر خودتان حدس بزنید که اخبار بد جنگ چه بلایی بر سرم می­آورد.

نکته ی دیگر اینکه مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی جز لاینفک زندگی من است. اگر کاری را به من بسپارید من نهایت تلاش، تکرار میکنم نهایت تلاشم را می­کنم که کار را به بهترین نحو انجام دهم. شاید ایده ی نو و خلاقانه­ای کمتر به کار اضافه کنم اما محال است نتیجه ی کار مطلوب نباشد. البته کمی ویژگی به تأخیر انداختن امور هم در من وجود داردکه سعی در برطرف کردنش دارم.

کنترلگر هستم، دوست دارم کارها مشخص باشد و درهر گروهی که وارد شده ام اولین کارم سامان دادن به وظایف افراد بوده است، حتی اگر من هد و لیدر نبوده ام باز هم با ارائه ی پیشنهادات وظایف را تقسیم کرده ام تا تکلیفم مشخص باشد. در کارهای گروهی به دلیل سعی در درک دیگران و حل مشکلات و همچنین حس مسئولیت­پذیری عملکرد خوبی داشته­ام.

به طور کلی زندگی ایده آل برای من عبارت است از: بودن در جمعی دوستانه که همگی به احساسات و مشکلات یکدیگر اهمیت دهیم، هرروز از یکدیگر چیزهای جدید بیاموزیم و همگی باهم به گروهی دیگر از مردم کمک یا خدمتی ارائه دهیم.

شنیده­ام که ESFJ را با نام مستعار اسفنج می­شناسند. باید بگویم که من از این اسفنج بودن بسیار راضی هستم.
یکی از علایق من دیدن کارتون و انیمیشن است. اگر کارتون باب اسفنجی را دیده باشید میتوانید حدس بزنید که باب نیز یک اسفنجِ (ESFJ) پرانرژی، شاد و مهربان است و حالا من خوشحالم که نه شبیه اختاپوس نه شبیه آقای خرچنگ بلکه شبیه باب محبوبم هستم.

من از اسفنج بودنم خوشحااااالم….

 

بررسی تایپ: INTP های ماجراجو

سلااااااام
من محدثه با تایپ شخصیتی INTP استادم بهم مشق شب داده که بیام اینجا تایپ  خودمو از دیدگاه خودم بنویسم 😊 اول بگم که مثل ENTP ها بسی پر حرفم البته فقط وقتی میخوام چیزی بنویسم راجع به این پر حرف بودنم بعدا با مثالهایی بس زیبا و متعدد توضیح خواهم داد 😀 فقط این اول نوشتم که بدونید قراره با یه نوشته طولانی مواجه بشید یا حوصله بخرج بدین یا کلا نخونید 😁 خوب الان من میخوام  یه سری از ویژگی های شخصیتی ام رو بگم ولی خوب دیگه دقیق نمیدونم اگه فلان رفتار رو دارم مربوط به تایپ شخصیتی امه یا نه ربطی نداره !!!فقط میخوام بگم….
از پر حرفیم شروع کنم … تو جمع دوستام به ادم کم حرف و ساکت معروفم ولی خوب دوستای نزدیکم  و خانوادم میدونن که چقد پرحرفم و اگه موتورم روشن شه نمیزارم کسی حرف بزنه
از سال اول دبیرستان دایری یا همون خاطرات روزانه مینویسم یا بهتره بگم مینوشتم چون مدتیه بخاطر کنکور که داشتم دیگه وقت نمیکردم بنویسم خیلی غصه دارم که دیگه نمینویسم امیدوارم به زودی این عادتمو برگردونم تخلیه میشدم باهاش ؛ ربطش به پرحرفیم اینکه سه ساله دارم مینویسم ولی به جای اینکه سالی یه سر رسید تموم کنم الان ده تا سر رسید دارم و عاشق سبک خاطره نوشتن خودم هستم و حتی تو یکی از دفتر هام یادمه سبک خاطره نوشتنم با بقیه دفتر هام فرق داشت چون اسمش سر رسید <من> بود و من هم یه مدل دیگه ای تو اون حرف میزدم و یه چیز جالب اینه که من فک میکردم فقط خودمم که تو دنیا اینجوری خاطره مینویسم و تو ذهنم خطور نمیکرد که بتونم به عنوان کتاب چاپشون کنم ولی وقتی امسال چند روز قبل نوروز که از درس خوندن برای کنکور به خودم استراحت داده بودم  کتاب سمفونی پاستورال رو خوندم و دیدم که کشیکی که توی داستان خاطره مینویسه سبک نوشتنش مثل منه و کلی ذوق مرگ شدم  و احتمال میدم در اینده ای دور یه دستی به سر و گوششون بکشم سانسوری هاش رو سانسور کنم و چاپ کنم خاطراتمو  … البته شاید وقتی که تونستم به عنوان یه فرد موفق تو دنیا شناخته بشم 😊بله چی فک کردید ؟ خیلی از خود راضیم  … همینم که هست نظرمم عوض نمیشه 😀 👉 اینم جمله هم  به در خواست استاد. .. 😃😉
اهااان یه مثال بزنم برای اینکه میگم فقط خانواده و دوستای صمیمی ام میدونن پر حرفم  …. دقیقا مثل کارتون انشرلی میمونم دیگه… انه از مدرسه برمیگشت و اتفاقایی که از دیدش هیجان انگیز بود رو برای ماریلا تعریف میکرد کلی با شوق و ذوق تا جایی که ماریلا میگفت انه بسه دیگه خسته نشدی ؟؟ یا اینکه میزاشت میرفت ولی انه از خوشحالی  چشم بسته حرف میزد و متوجه نمیشد ماریلا رفته !!! خوب منم دقیقا همینم 😀 در عین حال خیلی زیرکم و اگه لازم بدونم و یا فک کنم فلان جا  غرورم خورد میشه به راحتی میتونم بی تفاوت باشم و اصلا به روی خودم نیارم که چ حسی دارم
وقتی قلبم به درد میاد گریه میکنم بقیه میگن اشکت دم مشکته ولی خودم اینطور فک نمیکنم و براش دلیل هم دارم ولی حال ندارم که بندیسم اینجا …
از دیگه ویژگی هام اینه که اگه چیزی منو به وجد بیاره کلی با هیجان و ذوق تعریف میکنم چشام موقع حرف زدن برق میزنه اصلا طوری ذوق میکنم که اطرافیان شگفت زده میشن ولی با این وجود نمیتونم با جزئیات چیزی رو تعریف کنم مگه وقتی که دارم تو ذهنم خیال پردازی میکنم بعضی موقع ها اگه حوصلش باشه میتونم جزئیات رو فقط  تو ذهنم ببینم
اگه کسی رو دوس داشته باشم راحت میتونم بهش بگم خجالت نمیکشم ولی خوب نمیدونم احساسم رو چجوری بیان کنم که کامل منتقل بشه ؟! کلا بیان احساسات بلد نیستم این با اون قضیه هیجان زده شدنم متناقض نیستا… حالا شما میخواید فک کنید متناقضه ولی من این نظرو ندارم
خیلی سخت میتونم به چیزی رو یا منظورمو به کسی متوجه کنم جونم بالا میاد
و توی خلاصه گزارش تایپ شخصیت که تو کارگاه بهم دادن  یک جمله نوشته بود که از بس واضح و دقیق بود اینجا بنویسم و اون این بود که :  وقتی از دیگران و از اطرافیان خود انتقاد میکنند صداقت انها چه بسا اشخاص را جریحه دار کند
مثال : پارسال درس دادن معلم شیمی مون انقد بد بود که خیلی اذیت میشدم یک جلسه نرفتم سر کلاسش چون واقعا اون روز وقتی فک کردم میخوام برم سر کلاسش کلی حرص بخورم تصمیم گرفتم نرم برای جلسه بعد درس اون روز رو کامل خوندم و یادگرفتم رفتم سر کلاس … دوباره درس میداد و من حرص میخوردم وقتی درس دادنش تموم شد و نشست من از شدت عصبانیت یه نگاه خشمگینانه به تخته میکردم یه نگاه به اون … اونم منو دید و یه خنده از سر مهربونی زد اونجا بود که من مثل بادکنکی که سوزن زدن بهش ترکیدم و سکوت کلاسو شکستم و زدم رو میز گفتم خیلی بد درس میدی !!! خلاصه یه سری جروبحث و اتفاق اون روز گذشت توجه داشته باشید که معلممان یه پسر جوون بس مغرور و از خود راضی بود … تا چند هفته گذشت یه روز به من گفت بیا اینجا ببینم !! تو خیلی روکی میخوام از جزوم انتقاد کنی منم پر رو پر رو گفتم که باشه حتما الان حضور ذهن ندارم مینویسم میارم 😃 بعد دیگه از جزوش که انتقاد نوشتم  یک صفحه هم از خودش انتقاد کردم نوشتم که خیلی حفظی درس میدی مثل این دانش اموزها که درس رو حفظ کردن اومدن کنفرانس میدن درس میدی !! من نمیگم اینو همه بچه ها میگن پشت سرت …
من دیگه گفتم این جلسه بعد نمیاد سر کلاس ولی پر رو تر از این حرفا بود اومد 😐
بگذریم … من خیلی ادم شهودی ای هستم بی نهایت فقط اینکه احساس میکنم شهود به خستگی یا سر حال بودن روح بستگی داره و الان بخاطر مشکلات زیادی که پشت سر گزاشتم بخاطر خستگی روح شهودم کار نمیکنه متاسفانه خیلی سخته برام
خیلی مثال میزنم و پدیده های گوناگون رو باهم مقایسه میکنم ؛ مخصوصا وقتی میخوام یه چیزی رو برای خودم روشن کنم بعضی موقع ها خودم از دست مثال زدن خودم خسته میشم بعد فک میکنم من اصلا چرا دارم به زور این دوتا چیز رو باهم مقایسه میکنم وقتی قابل مقایسه نیستن ؟؟؟
خیلی انعطاف پذیرم زندگی رو زیاد به خودم سخت نمیگیرم هرجور که هست میسازم باهاش و شادم و هر موقع هم ناراحتم سعی میکنم درون خودم باشه نه بیرون
چهارتا جمله رو خیلی تو زندگیم استفاده میکنم :

۱. به من چه ؟
۲.بتوچه ؟
۳.به درک
۴.خوب چیکار کنم
خیلی شلخته ام از نظر بقیه ولی نظم خودمو دارم نظم شخصی ….
ماجرا جو هستم و همش دوست دارم چیزای جدید رو تحربه کنم … دوست ندارم بمیرم ولی چیزی مونده باشه که تجربه اش نکرده باشم و نشه اون دنیا هم تجربه اش کرد
به یه سری چیزا خیلی پایبندم نمیدوونم چجوری بیان کنم اون چیزا رو ؟ مثال بزنم ؟ مثلا بچه ها میگن که ما میخوایم فضانورد بشیم بعد بزرگ میشن بهش توجه نمیکنن یادشون میره … بدم میاد دیگه این فقط برا بچه ها نیس که برا بزرگترا هم هست … الان من ۹ ساله یه خواننده یا بهتره بگم خوانندگانی رو دوس دارم که افتخار میکنم اسمشون رو بیارم ولی چون میخواد تو سایت نوشته بشه شاید خط قرمز باشه نمیارم … خواستم بگم هنوزم که هنوزه اسمشون رو ای دی اینستاگرامم هست و عکسشون رو پروفایل شبکه های مجازیم تا اخر عمرم هم همین میمونه و عوض نمیشه … اخه چرا ادم باید فک کنه چون بزرگتر شده باید این چیزاش تغییر کنه ؟؟ خلاصه اینکه بگم با اینکه خیلی ادم انعطاف پذیر و منتظر تغییرات هستم تو یه سری چیزا مثل این چیزایی که مثال زدم انعطاف پذیر نیستم 😑
یه ویژگی دیگه ام اینه که حتی کوچکترین چیزی رو  که میتونم از کوچکترین اتفاقا نگه میدارم یادگاری 😊
تنهایی رو خیلی دوس دارم وقتی باتری لو میشم خلوت کنم باز دوباره فول باتری میشم
کلا کسی که حرفمو بار اول نفهمه دیگه باهاش بحث نمیکنم میگم باشه تو راس میگی بی خیال 😂تازه همون بار اولم خیلی  کلی براش توضیح میدم باید خودش حزئیات رو بفهمه
دکتر شریعتی یه جمله داره که میگه انهایی که  میفهمند  میفهمنند انهایی که نمیفهمنند هرچقدر تلاش کنی نمیفهمنند
البته فک کنم جملش یه چیز دیگه بود 😂یه چیزی تو همین مایه ها…  من خرابش کردم به هر حال معنیش همین بود …
از t بودنم فقط چندتا  مثال میزنم ! یه روز تنها نشسته بودم رو نیمکت تو حیاط دوستم اومد گفت خیلی ناراحتم … گفتم من چیکار کنم ؟ 😂 من واقعا صادقانه منظورم این بود خوب الان چه کمکی از دست من بر میاد که برات انجام بدم ؟؟
یا اینکه یه بار اول دبیرستان پشت سریم تو پرسش کلاسی صفر گرفت اومد نشست گریه کرد و اطرافیانش داشتن دلداریش میدادن که سرو صدا اذیتم کرد برگشتم ببینم چه خبره که یادم افتاد صفر گرفته ! گفتم اهان صفر گرفتی ؟؟ بعدشم دقیقا  بعد ۱۰ دقیقه  فک کردن و خاروندن سرم بهش گفتم میخوندی صفر نگیری !!! اوج دلداری من بود
یا اینکه سال سوم تو یه روز چندتا امتحان داشتیم بچه ها میخواستن عربی رو کنسل کنن با اینکه من خودم هم عربی نخونده بودم موافق نبودم که کنسل کنیم … بغل دستیم گفت چرا ؟ درک کن چندتا امتحان داشتیم امروز!!! منم گفتم به هر حال معلم عربی مون از دوهفته پیش مشخص کرده بود امروز رو به اون ربطی نداره که ما امتحان داشتیم … دوستم هم گفت دیگه در این حد منطقی بودن هم خوب نیس 😐 اعصابم رو خورد کردی ….
و اینکه در اخر بگم وقتی زندگی نامه انیشتن رو میخوندم انقد شبیه هم بودیم که از خنده غش میکردم و همش دلم میخواست به همه بگم نگاه کنید همه این رفتار های من که برای شما عجیبه رو انیشتن هم داشته بعد که تایپ شخصیتیم مشخص شد تو نت سرچ کردم اولین شخصیت INTP انیشتن رو اورد .
من مثل فامیل دور شدم تو یه قسمت کلاه قرمزی که اقای مجری تو حرفاش شباهت خودش به فامیل دور رو تایید کرد فامیل دور میگفت وای اقای مجری خیلی خوشحالم که بالاخره فهمیدید من شبیه شمام از بچگی ارزو داشتم اینو بفهمید ….
خوب مرسی از اونایی که وقت گزاشتن و خوندن
اگر بار گران بودیم و رفتیم اگه نا مهربان بودیم و رفتیم
خدانگهدار

بررسی تایپ: مربی بازیکن، ESFP

آخرین باری که از ESFP ها در +تو نوشتیم، به سه سال پیش و بررسی تیپ شخصیتی کلاه قرمزی و پسرخاله باز می گردد. امروز بعد از سه سال، نوشته ای را از جناب مهندس علی آدینه از همراهان عزیز کارگاه ۴۱ ام می خوانیم …

اگر بخواهم خودم را در کلمه ای خلاصه کنم به جای ESFP از “مربی بازیکن” استفاده می کنم. مربی ای که جنبه های بازیگری اش بیشتر است و دوست دارد در مصاحبه های مطبوعاتی اش مرکز توجه همه رسانه ها باشد. شاید به همین دلیل در برخی بازی ها از بازیکنانی که باعث جلب توجه بیشتری باشد به خاطر مطبوعات استفاده کند، و یا بازیکنی را به خاطر بچه ی ۵ ساله ی یکی از هواداران که عاشقانه او را صدا می زند، وارد زمین کند. هر چند احتمال باخت در آن بازی برای بیشتر باشد. اصلا به این قضایا فکر نخواهد کرد و مانند برخی کارهای دیگرش اول انجام می دهد و بعد به آن فکر می کند.

در اغلب بازی ها خودش در میدان حضور دارد و تا می تواند در جهت نتیجه ی تیمش تلاش می کند. مدام در حال حرف زدن با سایر بازیکنان است و لحظه ای سکوت از او نمی توان دید.

این مربی شبکه بزرگی از مربیان، خبرنگاران، هواداران، سرمایه داران و اسپانسرها را در حلقه دوستان خود دارد و گاه در مهمانی های تا نیمه شب آنان نیز شرکت کرده و تا انتها در وسط مجلس در حال گرم کردن مهمانی است.

از آرزوهایش مربی گری در تیم ملی و یا باشگاه های اروپاست اما دوره های مربی گری و کلاس های خشک فیفا را چندین بار نیمه کاره رها کرده و حتی دنبال مدرک آن نیز نمی رود. اعتقاد زیادی دارد که مبلغ قراردادهای بازیکنان باید شفاف و روشن باشد و سعی دارد پای واسطه ها را از اطراف تیمش دور کند.

به عنوان یک مربی تمام لحظه های بازی را پیس از انجام در ذهنش ساخته و با آن زندگی کرده است. حتی در ابتدای فصل جام قهرمانی را بالای سر برده و متن مصاحبه های بعد از آن را نیز مرور کرده است. اما در عمل ممکن است شرایط بسیار وخیم شود و تا قعر جدول نیز سقوط کند. این مسئله مربی را دچار بحران نمی کند، او متخصص انعطاف پذیری و وفق دادن خود با شرایط گوناگون است. حتی اگر به لیگ پایین تر نیز سقوط کند شما لبخند و انرژی شنبه صبح های وی را خواهید دید.

این مربی عاشق خانواده ی خود است و دوست دارد یک تیم فوتسال فرزند داشته باشد. آرامشی که وی از خانه و زندگی شخصی اش جذب می کند انرژی او را برای بخش های شلوغ و پرشور زندگی اش فراهم می کند.

در نهایت من یک “مربی بازیکن” هستم که عاشق زندگی، مردم، جلب توجه و همراهی و مربی گری ام. من یک ESFP هستم.

فضای مسکونی مطلوب شما – دو

در نوشته قبلی، پژوهشی در زمینه ارتباط تیپ های شخصیتی و فضای مسکونی مطلوب معرفی شد که با استقبال خوب خوانندگان گرامی مواجه شد. پژوهشگر این تحقیق فیدبکی برای من فرستاده که فکر کردم خواندن آن برای شما هم خالی از لطف نباشه، ببینید:

سلام آقای میر مجیدی
از بابت لطفتون بی نهایت ممنونم
بعد از اینکه شما لینک رو در سایتتون قرار دادید حدود ۳۵ پاسخ دریافت کردم و در مجموع ۱۱۰ پاسخ شده.
شاید براتون جالب باشه که تایپ ESFJ , INTJ , ENTJ بیشترین تعداد پاسخ ها بوده و جالبتر از اون این که تایپ ESTP کمترین تعداد که چه عرض کنم کلا ۲ تا جواب دریافت کردم که تازه یکیش توی رودرواسی جواب داد :دی . حتی برای این تایپ باز هم پرسشنامه رو ارسال کردم ولی دریغ از یک پاسخ.
در کل مشرب NT , SJ خوب جواب دادن ولی امان از NP , SP ها :دی (چون خودم INTJ با درصد بالا هستم فکرشو نمیکردم تا این حد تعداد جوابا متفاوت باشه)
البته شرمنده من نمیدونم تایپ شما چیه ولی در کل یکی از خود sp ها برام نوشته بود از ما P ها توقعاتی دارینا :))
در عوض اکثر پاسخ دهنده ها خیلی خوب استقبال کردن و حتی یکیشون نوشته بود اگر ۲۰۰ تا سوالم بود جواب میداد چون براش جذاب بوده
خلاصه تجربه جالبی بود خواستم باز هم ازتون تشکر کنم که این لطف رو در حقم انجام دادید
حتما بعد از اتمام تحقیقاتم نتایج رو براتون شرح میدم تا در اختیار مخاطبان عزیزتون قرار بدید
سپاس

فارغ از ابراز لطفی که به من داشتند (در واقع به شما بینندگان عزیز +تو داشته اند)، برای موارد زیر در این فیدبک برای من برجسته بود:

  1. اینکه طراحی فضاهای مسکونی برای J ها بسیار مهم تر است تا P ها، چرا که P های عزیز بسیار منعطف هستند و به خوبی خودشونو با شرایط وفق می دن 🙂
  2. این جمله خودش به خوبی گویای خیلی چیزها در مورد P هاست : از ما P ها توقعاتی دارینا :))
  3. و اینکه یک معمار خوب که در لبه های دانش معماری درحال حرکته و جرات انجام پژوهشی را به عنوان موضوع پایان نامه داشته که در دنیا کم نظیره، خودش INTJ هست و این بار دیگه تاییدی است بر جادوی تناسب تیپ شخصیتی با رشته تحصیلی و شغل آینده.

با آرزوی موفقیت برای ایشان و همه مردم خوب ایران زمین

فضای مسکونی مطلوب شما – یک

شرکت کنندگان در کارگاه های MBTI +تو  با کاربردهای جذاب و شگفت انگیز تجاری این ابزار در مواردی آشنا شده اند. برای نمونه این که چگونه از شناخت تفاوت های فردی می شه برای طراحی لباس استفاده کرد. حالا امروز می خواهم شما را با یک کاربرد شگفت انگیز دیگه آشنا کنم.

تا حالا دقت کردید تو چه فضاهایی احساس راحتی بیشتری می کنید و تو چه فضایی احساس دل گرفتگی و ناخوشایندی؟ چه جور بنایی به شما آرامش می ده و چه ساختمانی ذهن شما رو مشوش می کنه؟ خب می خواهیم از یکی دیگه از کاربردهای تجاری MBTI رونمایی کنیم! این بار MBTI به کمک خواهد آمد تا فضای مطلوب شما را بسازه … فضایی که متناسب با ترجیحات فردی شما طراحی شده تا بیشترین انرژی و آرامش را از آن بگیرید. البته این کاربرد، موضوع تحقیق و پایان نامه یکی از دانشجویان دانشکده معماری دانشگاه تهرانه و در حال انجام. امیدوارم به زودی بتونم خلاصه ای از نتایج این پژوهش را به اطلاع شما برسونم.

در این مرحله، از شما همراهان عزیز کارگاه های MBTI  +تو و همین طور دوستان عزیزی که تیپ شخصیتی خودشونو می شناسند دعوت می کنم تا با صرف چند دقیقه وقت و تکمیل پرسشنامه زیر، این دوست عزیز را در انجام این پژوهش یاری کنند.

لینک پرسشنامه :

https://docs.google.com/forms/d/1DYOTbe-V6PM_X9nSMFTpURTZtBZUQjQ8q0zr8tNPbuc/viewform?c=0&w=1